جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )

40

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )

خان با اردوى خويش رفتار يك مادر را با فرزندانش دارد . همان‌گونه كه مادر آنان را چون به بازى فرستاد مراقب آنان است خان هم نمىگذارد كه فاصلهء كشتكاران از او به چهار روز راه برسد . همواره بر كشتهء كشاورزان از دور و نزديك چشم دارد و چون هنگام درو برسد با اردو بدانجا نمىرود بلكه همان كسانى كه آنها را كاشته‌اند و كسانى كه مىخواهند آنها را بخرند با گاريها و گاوها و شتران و آنچه به كارشان مىآيد از ابزار به كشتزار مىفرستد . حتى اگر آنها را در روستاهاى خود بسازند . زمين حاصلخيز است و از هر تخم هزار تخم برمىخيزد . و ارزن را آن خاك يك تخم صد تخم مىروياند ، چنان كه از آن گاهى به مقدار فراوان درو نكرده بر زمين مىگذارند . در اين‌باره داستانى براى شما مىگويم : نوهء ولى محمد كه چند سالى فرمان مىرانده از پسر عمويش كورمين « 1 » كه در آن سوى ولگا « 2 » مىزيست چنان هراسان بود كه نمىگذاشت كشاورزان اردويش به دنبال كار خويش روند . زيرا اين كار متضمن خطر بود . تا يازده سال نگذاشت كشت و كار كنند . در سراسر اين مدت خوراك مردم اردو گوشت و شير و چيزهايى مانند آن بود . وانگهى پيوسته در كلبه‌هاى خويش خوراك ( گاورس ) « 3 » داشتند كه بس گران بود . هنگامى كه پرسيدم چگونه اين همه سال گذران كردند گفتند گوشت در دسترس داشتند و سرانجام نوهء ولى محمد شكست يافت و گريزان شد و چون ضيا محمد « 4 » پا به قلمرو او گذاشت و ديد كه نيروى پايدارى ندارد اردو را بر جاى گذاشت و با فرزندان و ديگر بستگان پا به گريز نهاد ، و ضيا محمد ، خان سراسر اردو شد و در ژوئن به سوى رود تانا راند و در جايى در دو منزلى بالاى اين رود با همهء مردمش و گاريها و احشام گذاره شد . اين امرى است باورنكردنى و از آن شگفت‌تر ديدنى . زيرا چنان بىهراس اين رود را گذشتند كه پندارى بر زمين خشك راه مىروند . شيوهء از رود گذشتن ايشان چنين است كه گروهى از مردان نيرومند و چالاك را پيشاپيش مىفرستند تا كلكهايى « 5 » از

--> ( 1 ) . Cormeyn ( 2 ) . Ledil ( 3 ) . ارزن ايتاليايى ( گاورس ) . ( 4 ) . Ziamahumeth ( 5 ) . در متن Ze Here كه لغت ايتاليايى است و در حاشيه آمده است : اين لغت به معناى سكو يا كلك يا چهارچوبى است براى ايستادن در بندرگاه و پرداختن به كار با كشتى .